هرکه را با خط سبزت سرِسودا باشد

دوباره های وهوی عید وتیک وتاک
بیقراره ثانیه هایی که در
1لحظه به ارامش میرسند....
ومنی که سالهاست اشک نبودنت ،چشمانم را
انچنان تارمیکنند و حواسم را انچنان پرت که
فراموش میکنم کشف حقیقتِ این راز را
که ماهی ها لحظه ی تحویل سال ازحرکت میمانند...!
چقدر حس میشود نبودنت..
فقدان چشمهایت که مرا میان جامه های نو به تحسین بنگرند...
دستهایت که شانه هایم را انچنان محکم در خود نگه دارندکه
گویی همچوغزالی گریزپای اهنگ فراردارند...
ولبهایی که نوازشگر لبهای خشکیده ام باشند لحظه ی
تحویل سال...
.
.
.
دریای من...
کجایی که برداری سینِ سراب!! را ازسفره دلم..!!!
.
.
.
پ.ن:1-اگرچشمانم انجا و در کنارم نمیبینندت دلخوشیم تنها به خدایست
که بدون حتی کوچکترین ترین چشم برهم زدنی،
من وتورا در1قاب میبیند..!
2-گفته مرا "تنها مرا "
دوست دارد...
__باورمیکنم!
دوستش دارم............!
3_لحظه هاتون غرق آرامش..سال نو مبارک..
**واسه اقایی نوشت:
امیدوارم سفربهت خوش بگذره همه کسم... منتظر۱عالمه سوغاتیم..
نمیگمت که لوس نشی اما شبا تا صورتم از گریه ی دوریت
خیس خیس نشه...
خوابم نمیبره!

دیدمش اما چه سود با دلم بیگانه بود