شیدایی
***ساقی ار باده ازاین دست به جام اندازد
عارفان را،همه در شرب مدام اندازد***
ادامه مطلب پست قبلمو پاک کردم...
چقدر ارومم...
چقدر عاشقمم..
چقدر میخوامش..
نمیدونم چه جوری تونستم سرعشقم قمار کنم!
خدایا باورم نمیشه داشتم چه ساده میباختمش..
داشتم به حرفای اون دختره گوش میکردم...!چقده ساده بودم!اونم توشرایطی که
حسینم میگفت بی تقصیره!میخواستم چهارشنبه بیام نت و به همه ی دوستای خوبم
بگم تموم شد...من و حسین و این وبلاگ واسه همیشه تموم!تا صب گریه کردم
اون دختره هم ز میزد و با هرکلمش تموم تنم۱باره میسوخت و خاکستر میشد!
اون دختره=دوست دختره دوست حسین!
مثلا داشت پته کارای حسینمو میریخت رو اب!میگفت الان توخونه ی حسینم
۱دختره حسینمم ج تل منو نمیداد!منم نمیشد که جلو مامیم گریه کنم
داشتم دق میکردم!هزارتا اس دادمش که دوست دارمو اگه قهر کردم الکیه و
نکنه۱ وقت به بدن دختره دس بزنیو...!
۱هو ز زد خودش..مست و پاتیل...
میگفت مرگ خانمی من دخترباهام نیس وحیده تورم دیونه کرده مثه خودش
شب صب شد رفتم خونه خواهرش حسینم خودش اومد دنبالم!شبش به خودم
قول دادم فقط حرف عشقمو باورکنم!تو ماشین سرمو گذاشتم روپاهاش
یواشکی اشکام میپریدن روی شلواری که دسته من داشت به ارومی
پاهای حسینمو نوازش میکرد!دستشو گرفتم تو دستم و بردمش زیرمقنعه ام
تا رسیدیم موهامو ناز کرد...دیونه ی این شیطنتاشم!انگار دستای
مردونش با هر نوازش هر مشکلی رو از وجودم دور میکنن!
رسیدیم منو نشوند رو پاهاش.. بهم لبخند میزد گفت نمیخوام اذیت شی!
گوشیشو داد دستم...دیگه قایمش نکرد!واسم گفت ریزو درشته اون شبو
خدایا این رویایی که تو بهم نشون دادی منو دیونه میکنه اکه ۱روز
قرارباشه بگی باید برا همیشه از این خواب پاشی........!
پ.ن:خانمی تصمیم گرفته دیگه الکی بهت گیرنده
دیگه ۱ربع ۱ربع بهت ز نزنه!
اگه کار داشتی و رد دادی مدام ز نزنه تا ج بدی
خانمی میخواد ۱پارچه خانوم بشه انشاالله

دیدمش اما چه سود با دلم بیگانه بود